گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۶۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در چمن جلوه گر آن قامت رعنا می کرد

ناله فاخته را سرو دو بالا می کرد

گر نمی بود تماشای غزالان مانع

گرد ما را که درین بادیه پیدا می کرد؟

در نظر داشت تماشای خط سبز ترا

خال روزی که در آن کنج دهان جا می کرد

دل به سررشته عیش دو جهان می پیوست

سر اگر در سر آن زلف چلیپا می کرد

پیرهن چاک برون آمده بودی امروز

تا دگر چشم که را بوی تو بینا می کرد؟

هر سر خار مرا نشتر الماسی بود

تا سپرداری من آبله پا می کرد

تیغ عریان ترا دید و ورق برگرداند

آن که دایم ز خدا عمر تمنا می کرد

گر نمی شد دل بیتاب من از غیرت آب

خشکی شانه چه با زلف چلیپا می کرد

داشت تا گوهر من در دل این دریا جای

ساحل از آب گهر جلوه دریا می کرد

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام