گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی تو گر شاخ گلی دیده تماشا می کرد

مشق نظاره آن قامت رعنا می کرد

دل صد پاره ما دفتر اگر وا می کرد

آتش لاله چه با دامن صحرا می کرد

وصل جاوید حجاب نظر آگاهی است

قطره ما سفری کاش ز دریا می کرد

ماه رخسار تو انگشت نما بود آن روز

که فلک هاله آغوش مهیا می کرد

تیغ ناز تو اگر آب مروت می داشت

گریه بر زندگی خضر و مسیحا می کرد

گر چه دل روز خوش از گلخن افلاک ندید

اینقدر بود که آیینه مصفا می کرد

حسن خود را اگر از چشم تر ما می دید

آن ستمکاره بیباک چه با ما می کرد

اگر از چشم بد خلق نمی اندیشید

صائب از لطف سخن کار مسیحا می کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام