گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۵۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد

مور خط رخنه در آن لعل شکربار نکرد

دهن غنچه تصویر، تبسم زده شد

دل ما نوبر یک خنده سرشار نکرد

رفت چون آبله هر بدگهری دست بدست

گوهر ما ز صدف روی به بازار نکرد

چشم بر شربت خون دو جهان دوخته است

خویش را چشم تو بی واسطه بیمار نکرد

یوسف ما به تهیدستی کنعان در ساخت

جنس خود چون دگران کهنه به بازار نکرد

هرکسی گوهر خود را به خریدار رساند

صائب ماست که پروای خریدار نکرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام