گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۵۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت

سایه بال هما را به قفس نتوان کرد

اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است

زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد

شرر کذب به یک چشم زدن می میرد

تکیه بر دوستی اهل هوس نتوان کرد

نعمتی نیست که چشمی نبود در پی آن

ترک وصل شکر از بهر مگس نتوان کرد

صائب از طول امل دست هوس کوته دار

که در این دام به جز صید مگس نتوان کرد

بیش ازین پیروی حرص و هوس نتوان کرد

همعنانی به سگ هرزه مرس نتوان کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام