گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر که چون زانوی خود آینه داری دارد

روز و شب پیش نظر باغ و بهاری دارد

می کند جام علاجش به پف کاسه گری

هر سری کز خرد خام غباری دارد

چه شتاب است که در دیده من دارد اشک

باز سیماب بر آیینه قراری دارد

به تهیدستی من کیست ز ثابت قدمان؟

سر دیوار به کف دامن خاری دارد

به سیه روزی من کیست درین سبز چمن؟

داغ در مد نظر لاله عذاری دارد

خضر اگر راه به سرچشمه حیوان برده است

مست هم در دل شب آب خماری دارد

چهره صائب اگر رنگ فشان شد چه غم است؟

شکر لله مژه لاله نگاری دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام