گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟

نه حباب است که هر موج ز جا بردارد

رشته گوهر سیراب شود مژگانش

هرکه خار از ره این آبله پا بردارد

دل صد پاره اگر همرهی ما نکند

کیست در راه طلب توشه ما بردارد؟

در بیابان طلب تشنه جگر بسیارست

به که هر آبله ای آب جدا بردارد

از مه عید جوانی دل ما صاف نشد

مگر این زنگ ز دل قد دوتا بردارد

آنقدر دور مشو از نظر ای صبح امید

که دل خونشده دستی به دعا بردارد

منفعل رفت ازین غمکده سیلاب برون

کیست این گرد ملال از دل ما بردارد؟

می کند ساده زمین را ز عمارت صائب

ابر اگر آب ز چشم تر ما بردارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام