گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق صد لخت جگر بر مژه تر دارد

گره افزون خورد آن رشته که گوهر دارد

عاشق آن است که پا بر سر افلاک نهد

باده آن است که خشت از سر خم بردارد

از خط سبز چه پرواست لب لعل ترا؟

چه زیان موج به سرچشمه کوثر دارد؟

رشک بر کوکب اقبال حباب است مرا

که به هر چشم زدن عالم دیگر دارد

گریه و آه، گل و سبزه باغ هنرست

تیغ در آتش و آب است که جوهر دارد

غنچه در جامه خود چاک زدن عاجز نیست

دل عاشق چه غم از طارم اخضر دارد؟

مدعی کیست که هنگامه ما سرد کند؟

آتش ما مدد از دامن محشر دارد

هر قدر مرتبه عشق بلند افتاده است

سخن صائب ما رتبه دیگر دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام