گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیدنت باعث سرسبزی جان می گردد

پیر در سایه سرو تو جوان می گردد

دیده مگشا به تماشا که درین عبرتگاه

هر که پوشد نظر از دیده وران می گردد

در سبک مغز ندارد سخن سخت اثر

که فلاخن سبک از سنگ گران می گردد

بر مدار از لب خود مهر خموشی زنهار

کاین سپر مانع شمشیر زبان می گردد

از بدان فیض محال است به نیکان نرسد

تیر کج باعث آرام نشان می گردد

عالم از جلوه مستانه او شد ویران

آب از قوت سرچشمه روان می گردد

صائب از دور محال است که افتد جامش

هر که در میکده از درد کشان می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام