گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۸۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل هرکس که مقید به هوس می گردد

عنکبوتی است که عاجز ز مگس می گردد

چون شرر سر به هوا دل ز هوس می گردد

شعله سرکش ز هواداری خس می گردد

می شود دل ز پریشان سخنی زیر و زبر

جمع اوراق دل از پاس نفس می گردد

بر دل از بیخبری خانه تن گلزارست

بلبل مست خمش کی به قفس می گردد؟

حسن بی شرم رود زود به تاراج هوس

شهد بی پرده چو شد خرج مگس می گردد

داد هرکس که عنان دل خود را به هوس

دربدر همچو سگ هرزه مرس می گردد

از هوس سر به هوا شد دل آسوده ما

شعله سرکش ز هواداری خس می گردد

خال را می کند از حلقه بگوشان خط سبز

عاقبت دزد گرفتار عسس می گردد

نامرادی مده از دست که پرگار سپهر

دو سه دوری به مراد همه کس می گردد

بر دل تنگ اگر ناله چنین زور آرد

آخر این بیضه فولاد جرس می گردد

عجز آنجا که کند قدرت خود را ظاهر

برق عاجز ز عنانداری خس می گردد

هرکه را سینه شد از صدق مصفا صائب

زندگی بخش جهانی به نفس می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام