گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟

فرد خورشید که می گفت که باطل گردد؟

می تواند ز رخ شمع کسی گل چیدن

که چو پروانه به گرد سر محفل گردد

ناف دریاست چو گرداب مرا لنگرگاه

نیستم موج که سعیم پی ساحل گردد

مرغ روح شهدا پر به پر هم بسته است

زهره کیست که گرد سر قاتل گردد؟

سخن تلخ فرو برده و قهقه زده ام

کام من تلخ کی از زهر هلاهل گردد؟

سر مژگان سبکرو به سلامت باشد!

پا اگر آبله از دوری منزل گردد

شبنم آینه کس چهره خورشید نکر

به چه رو با رخش آیینه مقابل گردد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام