گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد

چون ز خاصیت خود مهر گیا برگردد

رفتن از کوی خرابات مرا ممکن نیست

مگر از کعبه رخ قبله نما برگردد

سپر تیر حوادث سپر انداختن است

خاک شو تا دم شمشیر قضا برگردد

دولت و سایه دو مرغند که هم پروازند

صبر دارم ورق بال هما برگردد

آخر از همرهی خضر به چاه افتادم

وقت آن خوش که ازو راهنما برگردد

مس خود را به دو پیمانه طلا گردانید

صائب از کوی خرابات چرا برگردد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام