گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کور باد آن که ز روی تو نظر می پیچد

سر مبادش که ز شمشیر تو سر می پیچد

سنبلی از ته هر سنگ برون می آید

آه فرهاد چو در کوه و کمر می پیچد

شیون دل بود از چشم، که در خانه صدا

دایم از رهگذر حلقه در می پیچد

تا قیامت در دل بسته نخواهد ماندن

عاقبت دست دعا قفل اثر می پیچد

بر تهیدستی آغوش بگریم صائب

هاله ای را چو ببینم به قمر می پیچد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام