گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۰۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟

به دور ما می لعلی برون از سنگ می آید

تپیدنهای دل در گوش من آهسته می گوید

که از تمهید صلح یار بوی جنگ می آید

اگر سیل سبکرفتار در دنبال من باشد

همان از خواب سنگین، پای من بر سنگ می آید

من دیوانه بی اودر حریم خلد اگر باشم

گل و شبنم به چشمم دامن پر سنگ می آید

زعشق پاکدامن حسن سرکش وحشتی دارد

که طوطی در نظر آیینه را چون زنگ می آید

نمی گردد حجاب اهل بینش عالم صورت

به چشم می شناسان نشأه پیش از زنگ می آید

زحسن عاقبت نومید نتوان شد به دل سختی

نه آخر ناقه صالح برون از سنگ می آید؟

زخاک افسرده تر، از باد سر گردانترم صائب

علاج درد من از آب آتش رنگ می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام