گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۷۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند

گل از آتش به سحر نرگس جادو برویاند

سپند از آتش و خال از رخ و از دل سویدا را

اگر خواهد به حکم گوشه ابرو برویاند

به دست کوته ما ای تغافل پیشه رحمی کن

هواس سنبلت وقت است از کف مو برویاند

چه غم دارم گر افتادم زپا در جستجوی او؟

هجوم شوق صد بال و پر از بازو برویاند

اگر یک کف عرق زان سنبل تر بر زمین ریزد

زمین از هر کف خاکی گل شب بو برویاند

هلاک خواب شیرین خسرو و غافل ازین معنی

که خون بیگناهان خنجر از پهلو برویاند

خوشا خار سر دیوار و بخت سبز او صائب

اگر طالع گل ما را به این نیرو برویاند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام