گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زخون خوردن اثرهای نمایان باز می ماند

ز آهو نافه، گفتار از سخن پرداز می ماند

زیک هشیار بزم میکشان افسرده می گردد

به اندک مایه ای، شیر از روانی باز می ماند

متاب از سختی ایام روی دل که آیینه

چو گرداند زصیقل روی، بی پرداز می ماند

اگر این است حسن عاقبت مطلب روایان را

به مطلب می رسد هر کس زمطلب باز می ماند

مرو در خون صید لاغر من کز شکار من

همین مشت پری در چنگل شهباز می ماند

رجا و خوف را در هیچ حال از کف مده صائب

که چون یک بال گردد مرغ از پرواز می ماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام