گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نظرگاهی مرا غیر از دل روشن نمی باشد

که هرگز مرغ زیرک غافل از روزن نمی باشد

به عزت مردن از بی اعتباری زیستن خوشتر

چراغ روز را پروایی از کشتن نمی باشد

خمار عیش در خمیازه دارد غنچه گل را

وگرنه خنده شادی درین گلشن نمی باشد

به فریاد آورد آمیزش ناجنس آتش را

ندارد ناله ای تا آب با روغن نمی باشد

فروغ آفتاب و مه نظرها را کند روشن

چراغ خانه دل جز می روشن نمی باشد

مرا مستغنی از تعلیم دارد سینه روشن

به رهبر حاجتی در وادی ایمن نمی باشد

مدارا با گرانان کن که عیسی از سبکروحی

اگر بر آسمان رفته است بی سوزن نمی باشد

به جوهر احتیاجی نیست صائب کوه آهن را

چو دل افتاد محکم حاجت جوشن نمی باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام