گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گلستان ارم جز عارض جانان نمی باشد

پریزادی بغیر از چشم خوش مژگان نمی باشد

دل تاریک را از فکر دنیا نیست دلگیری

که باغ دلگشای جغد جز ویران نمی باشد

برآ از جسم خاکی گر دل آسوده می خواهی

که هرگز این تنور خام بی طوفان نمی باشد

حوالت شد به خط از زلف پاس آن لب میگون

که هرگز بی سیاهی چشمه حیوان نمی باشد

ترا از صدق نوری نیست زان پیوسته دلگیری

وگرنه صبح صادق بی لب خندان نمی باشد

مگردان از ملامت روی خود گر از عزیزانی

که یوسف را گزیر از سیلی اخوان نمی باشد

تزلزل ره ندارد در دل بی آرزو صائب

چو آب از آسیا افتاد سرگردان نمی باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام