گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شراب بیخودی در شیشه و ساغر نمی باشد

فروغ مهر در فرمان نیلوفر نمی باشد

چراغ طور در فانوس مستوری نمی گنجد

سپند شوخ را آرام در مجمر نمی باشد

در آب چشم می بینند مردم صورت خود را

درین ماتم سرا آیینه دیگر نمی باشد

همیشه نعمت آماده است مهمان سلیمان را

کسی کز خوان دل روزی خورد لاغر نمی باشد

نگردد جمع علم ظاهری با سینه روشن

صفا در چهره آیینه با جوهر نمی باشد

در آن هنگامه صد زخم نمایان بر جگر دارم

که غیر از لب گزیدن بخیه دیگر نمی باشد

زخط گلرخان بردار صائب کام دل اینجا

که در فردوس این ریحان جان پرور نمی باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام