گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به این عنوان اگر روی تو آتشناک خواهد شد

زخاشاک هوس صحرای امکان پاک خواهد شد

چنین گر سبزه خط خیزد از رخسار گلرنگش

گل ازخجلت نهان در بوته خاشاک خواهد شد

زمی چشم و دل نادیده من سیر می گردد

اگر ریگ روان سیراب از اشک تاک خواهد شد

من آن روزی که بود از نی سواران یار، می دیدم

که زیر پای او بسیار سرها خاک خواهد شد

میسر نیست از دل آرزو را ریشه کن کردن

کجا از سبزه بیگانه گلشن پاک خواهد شد؟

زدم بر شعله ادراک چون پروانه، زین غافل

که روز من سیاه از شعله ادراک خواهد شد

کف خاکسترم بر باد رفت و دل نشد روشن

نمی دانم چه وقت آیینه من پاک خواهد شد

همان روزی که سروش کرد قامت راست، می دیدم

که طوق قمریانش حلقه فتراک خواهد شد

زرخ گفتم شود شمع امید من، ندانستم

که بهر خرمن من شعله بیباک خواهد شد

اگر سوزد دلت را عشق بیتابی مکن صائب

که تخم از سوختن آسوده زیر خاک خواهد شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام