گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۵۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کجا خون مرا آن ساقی طناز می ریزد؟

که خون شیشه در ساغر به چندین ناز می ریزد

چه خواهد کرد گاه جلوه مستانه، حیرانم

سهی سروی که با خودداری از وی ناز می ریزد

کدامین تنگ ظرف آمد به این عشرت سرا یارب

که ساقی باده از ساغر به مینا باز می ریزد

ندارد صرفه ای با بی پروبالان در افتادن

زخون کبک، رنگ قتل خود شهباز می ریزد

ندارد در دل معشوق اگر عاشق ره پنهان

که در دل غنچه را این خرده های راز می ریزد؟

به این افتادگی، دارم هوای سرو بالایی

که نقش از بال مرغان سبک پرواز می ریزد

در ایام خزان چون جمع سازد خویش را صائب؟

گلی کز بار از لرزیدن آواز می ریزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام