گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها

از خرامت عالم آسوده را زلزال ها

دل که از نقش تمنا در جوانی ساده بود

شد ز پیری عنکبوت رشته آمال ها

محو و اثبات جهان در عالم حیرت یکی است

فارغ است آیینه از آمد شد تمثال ها

نوش این محنت سرا را نیش ها در چاشنی است

پرده ادبار باشد سر به سر اقبال ها

آسمان می بالد از ناکامی ما خاکیان

می شوند از تشنگی سیراب این تبخالها

دشمن مرگ سبکروحند دنیادوستان

در گرانباری بود آسایش حمال ها

ریزش این تنگ چشمان تشنگی می آورد

وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربال ها

بی گناهان در غضب حد گنهکاران خورند

می زنند از خشم، شیران بر زمین دنبال ها

گوشه امنی مگر صائب به فریادم رسد

خانه زنبور شد گوشم ز قیل و قال ها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام