گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا

چهره زرین می کند چون به، نمدپوشی ترا

حلقه ذکر خدا گردد لب خاموش تو

گر شود توفیق از مردم فراموشی ترا

خانه داری، در گذار سیل لنگر کردن است

می شود حصن سلامت، خانه بر دوشی ترا

هوشمندی می برد بیرون ترا از آب و گل

می نماید صورت دیوار، بیهوشی ترا

گوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچه ای

می کند با صد زبان تلقین خاموشی ترا

غافلی چون رشته کز سیمین بران روزگار

رنج باریک است حاصل از هم آغوشی ترا

خنده چون مینای می کم کن که چون خالی شدی

می گذارد چرخ بر طاق فراموشی ترا

آنچنان کز خار آتش را فزاید سرکشی

بیش شد رعنایی نفس از خشن پوشی ترا

هوشیاری زنگ غفلت می برد صائب ز دل

دل سیه چون لاله می گردد ز می نوشی ترا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام