گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو چون نوخط شوی طاوس جنت پر برون آرد

تو چون بر هم زنی لب، بال و پر کوثر برون آرد

نباشد سرمه توفیق در هر گوشه چشمی

کجا زاهد سر از خط لب ساغر برون آرد؟

اگر رخسار چون گل را به بالین آشنا سازی

چو بلبل غنچه تصویر بال و پر برون آرد

اگر ساقی زمستی یک نفس از پای بنشیند

زجذب شوق میخواران صراحی پر برون آرد؟

به نشتر کوچه بندی می کنی رگ را، نمی ترسی

که هر یک قطره خونم زصد جا سر برون آرد

گر این یک مشت خاکستر که دل گویند، نگدازم

به زور تشنگی آب از دل گوهر برون آرد

نمی دانند مردم آفتابی هست در عالم

خدا آیینه ما را زخاکستر برون آرد

شهید می چو از خاک لحد سرمست برخیزد

به جای نامه برگ تاک در محشر برون آرد

که را داریم ما غیر ظفرخان در جهان صائب؟

نهال آرزوی ما در اینجا پر برون آرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام