گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به الزام پیاپی مدعی ملزم نمی گردد

اگر صد سال اندامش دهی آدم نمی گردد

دل معمور را سامان پیچ و تاب نمی باید

به قد خم کسی سر حلقه ماتم نمی گردد

چرا تصدیع بی حاصل دهم خار مغیلان را؟

نمازی دامنم از چشمه زمزم نمی گردد

به دریا کن دل ای ساقی و خم را در میان آور

سر ما گرم ازین پیمانه کم کم نمی گردد

چه چشمک می زنی ای سوزن عیسی به زخم من؟

رفو این دستگاه از رشته مریم نمی گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام