گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۶۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می گردد؟

که زخم کهنه ام بی بخیه از خمیازه می گردد

بساط پرتو خورشید و مه برچیده خواهد شد

به این دستور اگر حسن تو بی اندازه می گردد

مکن از ماندگی اندیشه، پا مردانه در ره نه

که از صدق طلب سنگ نشان جمازه می گردد

زجمعیت پریشان می شوم، سی پاره را مانم

زهم پاشیدن صحبت مرا شیرازه می گردد

مکن زنهار دور از آستان خویش صائب را

که از بلبل گلستان صاحب آوازه می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام