گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش بهاری می رسد میخانه ها سامان کنید

برگ عیش آماده بهر جشن گلریزان کنید

فصل گل در خانه بودن عمر ضایع کردن است

با حریفان موافق روی در بستان کنید

از هوای تر جهان دریای رحمت گشته است

کشتی می را درین دریا سبک جولان کنید

دفتر عیش و نشاط از یکدگر پاشیده است

منتظم این نسخه را از رشته باران کنید

سینه ها را باده گلگون گلستان می کند

دیده را از دیدن گلها نگارستان کنید

پله میزان روز و شب برابر گشته است

روز و شب را در نشاط و خرمی یکسان کنید

گردش پرگار را یک نقطه بال و پر بس است

هست تا در جام و مینا قطره ای، طوفان کنید

لنگر تمکین مناسب نیست در جوش بهار

کوه را، هم سیر با ابر سبک جولان کنید

سینه را دریا کنید از ابر دست ساقیان

دستها را از قدح سر پنجه مرجان کنید

تا نیفتاده است باد نوبهاران از نفس

غنچه ای گر هست در خاطر گره، خندان کنید

جوش گل دیوار و در را در سماع آورده است

کم نه اید از مشت گل، رقصی درین بستان کنید

ابرهای تیره را صیقل شراب روشن است

چاره این ظلمت از سرچشمه حیوان کنید

بزم را پرشور اگر خواهید و دلها را کباب

کلک صائب را به تحسینی سبک جولان کنید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام