گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۶۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید

موج بیتابی الف بر سینه کوثر کشید

زنگ هستی از دل ما برد ذوق نیستی

عود ما آخر دم خوش در دل مجمر کشید

این که گرد ماه تابان می نماید هاله نیست

ماه از شرم جمال او سپر بر سر کشید

تنگدستی مرگ را در کام شیرین می کند

بید از بی حاصلی بر خویشتن خنجر کشید

جوهر از بیطاقتی چون مار می پیچد به خود

زخم گستاخ که شمشیر ترا در بر کشید؟

کاسه دریوزه دریا از صدف بر کف گرفت

هر کجا مژگان صائب رشته از گوهر کشید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام