گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۳۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمود

مهر بر لب زن دلی گرباز نتوانی نمود

بر میاور سر ز جیب خامشی چون شمع روز

گر سر خود را فدای گاز نتوانی نمود

بیقراری می رساند شهپر توفیق را

بال بر هم زن اگر پرواز نتوانی نمود

پا به دامان اقامت، سر به زیر بال کش

پنجه چون در پنجه شهباز نتوانی نمود

حسن در دلهای روشن می نماید خویش را

آه اگر آیینه را پرداز نتوانی نمود

نیست صائب کم ز قدرت در مقام خویش عجز

بر زمین نه ساز را گر ساز نتوانی نمود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام