گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در چراغ دیده من آب روغن می شود

بخت چون باشد چراغ از آب روشن می شود

در تجرد رشته واری از تعلق سهل نیست

سوزنی در راه عیسی سد آهن می شود

می توانم رفت سویش در لباس گردباد

گر غبار دل چنین پیراهن تن می شود

دشمن آیینه بینش بود خط غبار

از غبار خط او چون چشم روشن می شود؟

خونبهای لاله نتوان خواست از باد سحر

خون عاشق کی و بال طرف دامن می شود؟

صائب از فریاد بلبل شد پریشان خاطرم

این سزای آن که از گلخن به گلشن می شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام