گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر به این دستور قد یار رعنا می شود

ناله بیتابی عاشق دوبالا می شود

عمر باقی در زوال عمر فانی بسته است

قطره چون واصل به دریا گشت دریا می شود

حسن آتشدست بیتاب است در ایجاد عشق

شمع چون روشن شود پروانه پیدا می شود

سرفرازی از زمین پاک باشد نخل را

دامن مریم پر و بال مسیحا می شود

می کشد عشق غیور از حسن سرکش انتقام

عاقبت یوسف گرفتار زلیخا می شود

شاهد از خارج نمی باید خیانت پیشه را

دزد از تغییر رنگ خویش رسوا می شود

سرکشی شد از خشن پوشی یکی صد نفس را

از خس و خاشاک، آتش بیش رعنا می شود

از سفر گردد دل از نور بصیرت بهره مند

در غریبی گوهر ناسفته بینا می شود

جاده با افتادگی صائب به منزل می رسد

گردباد از بیقراری خرج صحرا می شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام