گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۷۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خاک نتواند حجاب دیده روشن شود

دیده روشن چراغی نیست بی روغن شود

می کشد سررشته خواری به عزت عاقبت

رد گلشن هر چه شد پیرایه گلخن شود

هر نسیمی می تواند خضر راه او شدن

هر که چون برگ خزان آماده رفتن شود

چرب نرمی رتبه ای دارد که با حکم روان

آب روشن زبردست موجه روغن شود

نفس سرکش را کند مغرور، دنیای خسیس

در بساط شعله خار و خس رگ گردن شود

عارفان را دل قوی گردد ز موج حادثات

بحر از باد مخالف صاحب جوشن شود

این جواب آن غزل صائب که می گوید مسیح

یاد روی او کنم تا خانه ام روشن شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام