گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۷۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیست ممکن هر که تنها شد حضورش کم شود

گوشه عزلت بهشتی نیست حورش کم شود

رتبه آزادگی بالاترست از بندگی

هر که فهمیده است، در دولت غرورش کم شود

سالک افسرده فانی می شود پیش از وصول

روزی خاک است هر سیلی که زورش کم شود

در سبک مغزان اثر کمتر کند رطل گران

نیست هر کس را شعوری، چون شعورش کم شود؟

در طلب چون صبح عالمتاب هرکس صادق است

نیست ممکن قرص خورشید از تنورش کم شود

بجز پرشور جنون لنگر نمی گیرد به خود

کی ز سنگ کودکان دیوانه شورش کم شود

از فروغ عاریت بگذر که مه با آفتاب

می شود نزدیکتر چندان که نورش کم شود

از کهنسالی نمی گردد ملایم آسمان

تا کمان حلقه است هیهات است زورش کم شود

هر که داغ لاله رخساری برد با خود به خاک

نیست ممکن روشنی از خاک گورش کم شود

نشأه گفتار صائب گشت در پیری زیاد

می شود پرزورتر چون باده شورش کم شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام