گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جزرخش کز وی زمین و آسمان پر گل شود

کس ندارد یاد کز یک گل جهان پر گل شود

خارخار سیر جنت از دلش بیرون رود

دیده هرکس ز روی دوستان پر گل شود

تا به چند ای غنچه لب در پرده خواهی حرف گفت؟

دست بردار از دهان تا بوستان پر گل شود

تا چه گلها بشکفد از غنچه منقار او

بلبلی کز خار خارش آشیان پر گل شود

بخیه زخم نمایان من از اشک من است

از کواکب کوچه باغ کهکشان پر گل شود

حسن هیهات است حق، عشق را ضایع کند

بلبلان را ازحدیث گل دهان پر گل شود

گر برآید ماه مصر از چاه با این آب و تاب

کوه و دشت ازنقش پای کاروان پر گل شود

برگ عیش عاشقان از برگریزان فناست

از فروغ ماه دامان کتان پر گل شود

چار دیوار قفس از نغمه رنگین من

در بهاران چون حریم گلستان پر گل شود

هر نواسنجی که سر در زیر بال خود کشد

خلوتش چون غنچه صائب در خزان پر گل شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام