گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۴۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از نظر یک دم که آن شکل و شمایل می رود

حاصل دریا و کان از دیده و دل می رود

در بیابانی که نعل شوق ما در آتش است

نقش پای ناقه پیشاپیش محمل می رود

کوچه باغ زلف اگر پایان ندارد گو مدار

می توان رفتن به مژگان هر کجا دل می رود

در ته هر خاربن صیاد دام افکنده ای است

آهوی مغرور را بنگر چه غافل می رود

از زمین گیری بر آ، سنگ نشان خود نیستی

جاده با افتادگی منزل به منزل می رود

طعن نسیانم مزن، شرم از رخ آیینه کن

خود ببین آن چهره هرگز از مقابل می رود؟

گربه فردوس از سرکوی تو صائب را برند

می رود اما چو مرغ نیم بسمل می رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام