گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

راز دل ها را ز لوح سینه می یابیم ما

آب و رنگ گوهر از گنجینه می یابیم ما

عینک بینایی ما دوربین افتاده است

فیض شنبه از شب آدینه می یابیم ما

آنچه از پیر طریقت کشف نتواند شدن

در خرابات از می دیرینه می یابیم ما

شب به چشم ما نسازد روز روشن را سیاه

فیض صبح از سینه بی کینه می یابیم ما

نیست بر دست سبوی باده چشم ما چو جام

نشأه صهبا ز جوش سینه می یابیم ما

قسمت شاهان نمی گردد ز الوان نعم

آنچه از نان جو و کشکینه می یابیم ما

درنیابند از سمور و قاقم و سنجاب، خلق

گرمیی کز خرقه پشمینه می یابیم ما

می زداید زنگ از دل جلوه گاه یار هم

لذت دیدار از آیینه می یابیم ما

هرچه هر کس را بود در دل نهان، چون آینه

صائب از فیض صفای سینه می یابیم ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام