گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در گذر از گفتگو تا ساغر هوشت دهند

جنت در بسته از لبهای خاموشت دهند

سرمپیچ از گوشمال آن دو زلف عنبرین

تا لبی خندانتر از صبح بناگوشت دهند

پاره دل را چو عود خام بر آتش گذار

تا پریزاد سخن را سر به آغوشت دهند

تا نگردد خانه زنبور، دل از زخم نیش

نیست ممکن در گلستان جهان نوشت دهند

لنگر تمکین این بزم است بیهوشی ترا

می روی بیرون ازین محفل اگر هوشت دهند

بر تو از گوش گران این وحشت آبادست خوش

زود در فریاد می آیی اگر گوشت دهند

چون نجوشی در خم گردون ز روی اختیار

جوش بیتابی مزن صائب اگر جوشت دهند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام