گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۷۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟

پنبه مغز از سر مینای ما دور افکند

گردش پرگار گردون گردد از مرکز تمام

نیست نقصی گر سلیمان سایه بر مور افکند

خاطر معشوق شوراندن نه کار عاشق است

ورنه طوطی می تواند در شکر شور افکند

راهرو را لنگر آرام در منزل خوش است

خواب خود را دوربین با خلوت گور افکند

غافل از آه ضعیفان با زبردستی مشو

کاین نسیم سهل، تاج از فرق فغفور افکند

تیره بختی شعله ادراک را سازد خموش

از زبان این شمع را شبهای دیجور افکند

از کشاکش خانه اش هرگز نمی گردد تهی

چون کمان هر کس که کار خویش با زور افکند

دیدن سیمین بران سازد مرا بی اختیار

لرزه بر پروانه من شمع کافور افکند

با دل آزاران مدارا کن که هیچ از شان شهد

کم نگردد گر سپر در پیش زنبور افکند

از تأمل می توان دریافت صائب عیب خویش

وای بر آن کس که این آیینه را دور افکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام