گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند

شاخ گل را رعشه از کف ساغر صهبا فکند

آنچنان کز خط کشیدن صفحه باطل می شود

جلوه او یک خیابان سرو را از پافکند

چون سپند آید سویدا در دل عاشق به رقص

پرده تا از روی خود آن آتشین سیما فکند

با وجود مغز، لایق نیست پیچیدن به پوست

حق پرستی هر دو عالم را زچشم مافکند

شد ره خوابیده هم پرواز با موج سراب

تا غزال وحشی من سایه بر صحرافکند

هر که پشت پا نزد بر خواب در راه طلب

کی به منزل می تواند پا به روی پافکند

من به آهی کوه غم از پیش دل برداشتم

رخنه ها فرهاد اگر از تیشه در خار افکند

سوزنی صائب بود در عالم تجرید بار

در میاه راه بار خود ازان عیسی فکند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شهرام بنازاده نوشته:

مصرع دوم بیت مماقبل آخر را اصلاح فرمایید:
رخنه ها فرهاد اگر از تیشه در خارا فکند

الف خارا با فاصله نوشته شده و فکند را افکند و خارا را خار کرده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام