گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۷۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا خدنگ غمزه بال و پر فشانی می کند

خون ما افسردگان رقص روانی می کند

از تپیدن نیست فارغ، دل درون سینه ام

این شرر در سنگ مشق جانفشانی می کند

ذوق عریانی مرا از خاک تا برداشته است

بر تنم پیراهن یوسف گرانی می کند

گر به ظاهر لیلی از احوال مجنون غافل است

در لباس چشم آهو دیده بانی می کند

ابر نیسان می کشد سر در گریبان صدف

کلک صائب هر کجا گوهرفشانی می کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام