گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا خرام قامت او برد از سر هوش ما

پشت بر دیوار چون محراب ماند آغوش ما

آمدی ای عشق و آتش در صلاح ما زدی

خوب کردی، پینه ای بود این ردا بر دوش ما

جوهر ما را می لعلی نمایان می کند

می شود از باده افزون آب و رنگ هوش ما

جام ما در پرده دارد نغمه های جانگداز

دست خود کوتاه دارید از لب خاموش ما

نعره ما می کند مهر خموشی را سپند

خشت خم را در فلاخن می گذارد جوش ما

پشتبانی چون سبو داریم در دیر مغان

گو مزن دست نوازش آسمان بر دوش ما

نیستی صائب حریف داغ های سینه سوز

دست خود کوتاه دار از سینه پرجوش ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام