گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شانه چون بر زلف خود آن عنبرین مو می زند

در بیابان داغهای لاله را بو می زند

در تپیدنهای دل عاشق ندارد اختیار

بال و پر در شیشه دل آن پریرو می زند

همچو مژگان هر که را دل می دهد آن چشم مست

بی محابا سینه بر شمشیر ابرو می زند

سرو را در حلقه آغوش دارد گرچه تنگ

نعل وارون همچنان قمری زکوکو می زند

عاشقان پنهان نمی سازند داغ عشق را

هر که از فرماندهان شد مهر بر رو می زند

از نزول آیه رحمت بود در پیچ و تاب

هر که زیر تیغ جانان چین بر ابرو می زند

از نظر بازان نگردد حسن اگر صائب تمام

گرد مجنون حلقه از بهر چه آهو می زند؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام