گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند

بوسه چون ساغر بر آن لبهای میگون می زند

نیست لیلی را بغیر از پرده دل محملی

در بیابان قطره بیهوده مجنون می زند

گوشه گیری شهپر پرواز باشد فکر را

جوش صهبا در خم خالی فلاطون می زند

سرو را هر چند آورده است زیر بال و پر

همچنان قمری زکوکو نعل وارون می زند

مهر خاموشی مرا دلسرد از گفتار کرد

تب به یک تبخال از تن خیمه بیرون می زند

می کند بیدار صائب فتنه خوابیده را

کوته اندیشی که بر دشمن شبیخون می زند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام