گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۸۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گوشه گیرانی که رو در خلوت دل کرده اند

رشته جان را خلاص از مهره گل کرده اند

اهل دنیا در نظر بازی به اسباب جهان

حلقه ای هر لحظه افزون بر سلاسل کرده اند

کارافزایان که دنبال تکلف رفته اند

زندگی و مرگ را بر خویش مشکل کرده اند

بر رخ بی پرده مقصود، کوته دیدگان

پرده ها افزون زدامان وسایل کرده اند

مد احسان می شمارند این گروه تنگ چشم

چین ابرویی اگر در کار سایل کرده اند

از ورق گردانی افلاک فارغ گشته اند

خرده بینانی که سیر نقطه دل کرده اند

دوربینانی که نبض ره به دست آورده اند

خار را از پای خود بیرون به منزل کرده اند

گوشه گیرانی که دل را از هوس نزدوده اند

خلوت خود را زفکر پوچ، محفل کرده اند

از پی روپوش، واصل گشتگان همچون جرس

ناله های خونچکان در پای محمل کرده اند

لنگر تسلیم از دست تو بیرون رفته است

ورنه از موج خطر بسیار ساحل کرده اند

کشتگان عشق اگر دستی برون آورده اند

خونبهای خویش در دامان قاتل کرده اند

در بهار بی خزان حشر، با صدشاخ و برگ

سبز خواهد گشت هر تخمی که در گل کرده اند

چشم می پوشند صائب از تماشای بهشت

رهنوردانی که سیر عالم دل کرده اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام