گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در گذر ای آسمان از وادی آزار ما

شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما

ناتوانانیم، اما کار چون بر سر فتد

دود برمی آورد از مغز آتش خار ما

لشکر خواب گران را قطره آبی بس است

برحذر باش از شبیخون دل بیدار ما

نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آب

عالمی آسوده اند از سایه دیوار ما

صائب از بالین ما دشمن چسان خوشدل رود؟

سنگ را در گریه آرد ناله بیمار ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام