گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما

کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما

از رگ خامی نباشد میوه ما ریشه دار

پختگی پیداست چون آتش ز رنگ زرد ما

فتح ما آزاد مردان در شکست خود بود

گو دل از ما جمع دارد دشمن نامرد ما

می شود مژگان آتشبار، هر خاری که هست

بر گلستان بگذرد گر آه غم پرورد ما

بازی ما گر چه اول خام می آید به چشم

در عقب دارد تماشاهای رنگین، نرد ما

دامن صحرا ز اشک آهوان شد لاله زار

روی در حی کرد تا مجنون صحراگرد ما

ناز پرورد خرام قامت رعنای اوست

برنمی خیزد به تعظیم قیامت، گرد ما

این جواب آن غزل صائب که طالب گفته است

بعد ازین از خاک، معشوقانه خیزد گرد ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

سلام
دوستان یکی می تونه بیت یکی مونده به آخر رو با اعراب گذاری و معنی بنویسه
ممنون میشم

نفیس نوشته:

درود

ناز پَرْوَرْدِ خرام ِ قامت ِ رعنای اوست
برنمی خیزد به تعظیم ِقیامت، گرد ِ ما

نفیس نوشته:

منظور از طالب در بیت پایانی حضرت طالب آملی ست یکی از شاعران توانای سبک هندی

کانال رسمی گنجور در تلگرام