گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد

رفته رفته آخر حسنش به از آغاز شد

حرفی از گیرایی مژگان او کردم رقم

نامه بر بال کبوتر چنگل شهباز شد

بلبل ما گر چنین گرم نواسنجی شود

تخم گل خواهد سپند شعله آواز شد

تا برآمد بر سپهر شاخ، گلچینش ربود

شوخی گل چون شرر آخر به یک پرواز شد

بس که حسرتهای رنگین دل به روی هم نهاد

رفته رفته سینه ام چون کلبه بزاز شد

صائب از خون جگر خوردن نیاسودم دمی

تا به روی داغ همچون لاله چشمم باز شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام