گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۸۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عیبجو چندان که عیب از ما بدر می آورد

غیرت ما زور بر کسب هنر می آورد

یک دل آگاه گمراهان عالم را بس است

کاروانی را به منزل راهبر می آورد

لطف عام او عجب دارم نصیب من شود

با چنین بختی که از دریا خبر می آورد

شد برومند از سر منصور چوب خشک دار

در چه موسم نخل ما یارب ثمر می آورد؟

می برد چندان که از هوشم دو چشم مست او

موکشانم باز آن موی کمر می آورد

سیر چشمان را غرض از جمع دنیا ترک اوست

سکته بهر پشت کردن رو به زر می آورد

هر که چون غواص می سازد نفس در دل گره

صائب از دریا برون عقد گهر می آورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام