گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۷۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد

از دهان موج بیتابانه صد خمیازه کرد

از پریشان گردی گلشن زهم پاشیده بود

دام، اوراق پر و بال مرا شیرازه کرد

خنده شادی چه می جویی درین ماتم سرا؟

گل تمامی عمر خود را صرف یک خمیازه کرد

شرکت فیض شهادت بر نتابد رشک عشق

کشتن پرویز داغ کوهکن را تازه کرد

طوق زنار گلوی قمریان را پاره ساخت

سرو پیش قد موزون تو ایمان تازه کرد

با بزرگان باش صائب تا شود نامت بلند

خم فلاطون را درین عالم بلندآوازه کرد

پیش ازین هر چند شهرت داشت در ملک عراق

سیر ملک هند صائب را بلندآوازه کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام