گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد

می شود شوق لب میگون زبوسیدن زیاد

می کند دل را پریشان شادی بی عاقبت

رخنه در دل غنچه را گردد زخندیدن زیاد

باد دستی کهربای خرمن جمعیت است

حاصل دهقان شود از تخم پاشیدن زیاد

نیست بعد از مرگ هم رزق حریص آسودگی

پیچ و تاب مار گردد وقت خوابیدن زیاد

می گشاید هر که چون ناخن گره از کار خلق

می شود بالیدنش پیوسته از چیدن زیاد

منع حرص می فزون سازد که نخل تاک را

از بریدن می شود هر سال بالیدن زیاد

کرد میزان در نظرها ماه کنعان را سبک

قدر گوهر گرچه می گردد زسنجیدن زیاد

از نپرسیدن شود گر دیگران را درد بیش

بی دماغان را شود زحمت زپرسیدن زیاد

نفس کجرو پا به راه راست از پیری نهشت

از عصا گردید ما را پای لغزیدن زیاد

عمر کوته گردد از پاس نفس صائب دراز

می کند این رشته را بر خویش پیچیدن زیاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام