گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ

چشمه های خون روان کن از دل سنگین چرخ

شعله سودا سزاوار سر پرشور ماست

آتش خورشید خواهد مجمر زرین چرخ

تیغ و جام می به کف بیرون خرامید آفتاب

تا شود روشن که همدست است مهر و کین چرخ

قسمت شب زنده داران می شود انوار فیض

نافه اندازد دل شب آهوی مشکین چرخ

با مسیحای مجرد زیر یک پیراهن است

چون نسوزد شمع مهر و ماه بر بالین چرخ؟

مو بر اندامش زبان مار و افعی می شود

از ستاره هر که را دندان نماید کین چرخ

با زبان گندمین خود قناعت کرده ایم

نیست ما را چشم رزق از خوشه پروین چرخ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام